• تاریخ: آبان ۲۷, ۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 12520

رعایت اخلاق در بحران

به گزارش کردپرس، متن این یادداشت به شرح زیر است: حادثه دلخراش زلزله غرب کشور کرمانشاه را بیشتر از هرجای شهردیگری داغدار نمود رسانه های جمعی خصوصا فضای مجازی نقشی دولبه را در این فاجعه جانکاه بازی نمودند آن بخش از تولیدات ...

به گزارش کردپرس، متن این یادداشت به شرح زیر است:

حادثه دلخراش زلزله غرب کشور کرمانشاه را بیشتر از هرجای شهردیگری داغدار نمود رسانه های جمعی خصوصا فضای مجازی نقشی دولبه را در این فاجعه جانکاه بازی نمودند آن بخش از تولیدات رسانه ای که درشبکه های مجازی توانست احساسات پاک و نوع دوستی را در بین جامعه تحریک کند و مردم از اقصی نقاط کشور بداد هموطنان کرد خود در غرب کشور بشتابند قابل تقدیر میباشد بنابراین انعکاس اخبار و رویدادهای واقعی از این نوع حوادث اقدامی پسندیده و در راستای رسالت انسانی رسانه میباشد .

ولی روی سخن به آن بخش از تولیدات رسانه ایست که بعضا یا خبرسازیست ویا سیاه نمایی ویا بزرگ نمایی و یا غیر واقعی نشان دادن رویداد ها میباشد بازنشر تصویری با چند نوع نگاه متفاوت از یک موضوع بیانگر برداشت و شناخت لایه های مختلف اجتماعی میباشد بعنوان مثال دو برداشت از هجوم مردم برای بدست آوردن ارزاق عمومی که یکی آنرا راهزنی و سرقت مینامد و دیگری آنرا توزیع خارج از جایگاههای خدماتی معرفی میکند که متاسفانه وجه تخریبی و منفی آن غالب میگردد البته بکاربردن لفظ راهزن در این شرایط برازنده مردمی نیست که خود سخاوتمندترین قشر جامعه میباشند ولی اینها ساخته اذهان ناسالم در فضای مجازی میباشد که اجتناب ناپذیر میباشد تعبیرات ناخوشایند از رویدادهای بحران بدون در نظر گرفتن شرایط فرد داخل در بحران اوج ناجوانمردیست بنظر میرسد بعضا که به نحوه خدمات رسانی اشکالات عمده دارند هیچگاه در مقام مدیریت بحران قرار نگرفته اند که بتوانند تصویر واقعی از بحران را ارائه نمایند.

بخاطر داشته باشیم مدیریت بحران یکی از مسئولیتهای ذاتی وزارت کشور و دستگاههای مربوطه میباشد و با تشکیل ستاد مربوطه در هر حادثه ای از وظایف این وزارتخانه در قبال بحران دفاع میکند که معمولا درتشکیل آن و اجرای دستورات ستاد خوب ظاهر میشوند البته میزان موفقیت وکاربرد آن بستگی به تجارب مدیران بحران دارد که متاسفانه بعلت تغییرات ناگهانی سیاسی ، عمده مدیران فاقد ورزیدگی خاص در این زمینه هستند و آموزشهای کلیشه ای مدیران بحران استانها وشهرستانها جوابگوی بحرانهای ملی نمیباشد. در سالهای اخیر مدیریت بحران و پدافند غیر عامل در ساختار اجرایی استانها و شهرستانها تعریف گردید مع الاسف این ساختار های مرتیط با بحران در دوائر دولتی خصوصا استانداریها جز نازلترین و بی اهمیت ترین ادارات محسوب میگردند در عوض ادارات سیاسی خصوصا انتخاباتی در استانداریها و فرمانداریها بمراتب اهمیتی بیشتر از ادارات مدیریت بحران را دارند. با این توصیف چگونه این ادارات نازل میتوانند در شرایط سخت بحران نقش آفرینی داشته باشند؟

یکی از نتایج مخرب و زیانبار سیاسی کردن بحران در همین حادثه غیر مترقبه اخیر بود که پای سیاست را به بحران باز کرد. این رفتار سیاسی بیانگر فهم و درک مدیری از واقعیات جامعه میباشد مدیری که اولویت کاری اش حتی در وقایع بحرانی منافع جناح سیاسی خود میباشد انتظاری از رفع مشکلات بحران از او نمیتوان داشت. مدیری که برای گریز از مشکلات بحران به مسائل حاشیه ای میپردازد قبل از هر چیز عجز و ناتوانی آنرا میرساند. طرح موضوعی حاشیه ساز در اوج بحرانی منطقه ای توسط مدیر ارشد دولتی نه تنها دردی از بحران درمان نمیکند بلکه شرایط بحران را آشفته تر مینماید درحالیکه همگان میدانند درجه ریشتر زمین لرزه اخیر جزء اتفاقات ویرانگر بود بنابراین تقصیر ویرانیهای زلزله اخیر به پرونده عمرانی دولت قبل یک اقدام تحریک آمیز محسوب میشود در صورتیکه فرآیند شروع و خاتمه یک پروژه تعریف شده است همچنین حجم گسترده ساخت و ساز در بخشهای خصوصی و دولتی با کمکاریهای پیمانکاران و چشم پوشیهای ناظران در همه دولتها عجین شده است که فعلا بلای جان زیرساختهای آسیب دیده میباشد بنابراین این آفت در همه مدیریتها بصورت کم و زیاد وجود داشته است جای تاسف دارد که مقام ارشد دولتی در اولین اظهار نظر و بدون دلایل کارشناسی، مسئولت خرابیها را حواله دیگران میکند در حالیکه نظام عریض و طویل مهندسی و بنیاد مسکن و سازمان مسکن و شهرسازی عهده دار بخشهایی از این استحکام سازی و سامان دهی ساخت وساز میباشند که در همه دولتها کارهای روزمره خوددرا دنبال میکنند آیا هیچکدام از اینها در افزایش تخریبها نقش نداشته اند ؟

بنابراین حوادث طبیعی همیشه درکمین جوامع میباشند جامعه ای تدبیر دارد و آشیانه در مسیر باد نمیسازد و یکی بدلایل پایین بودن فرهنگ مقابله باحوادث طبیعی دچار آسیبهای مکرر و متعدد میگردند که متاسفانه سرزمین ما از نوع دوم آن میباشد که میبایست قدمهای اساسی استحکام سازی را برداریم ولی در این شرایط که از بسیاری قابلیتها محروم هستیم و اراده ای جدی بر رفع این نقیصه وجود ندارد حداقل در مواجهه باچنین شرایطی اخلاق را در بحران هزینه نکنیم